خودکار قرمز
  
 نامه هائی بدون آدرس گیرنده٬نامه هائی که هرگز پست نشد!!
نامه های خاک خورده
صندوقچه نامه ها
نامه خونها : 19763


 
سه شنبه 28 شهریور 1385
افتخاری بدون پرچم بر افراشته!

چهارمین زن فضانورد٬یه زن ایرانیست اما از جهتی اون اولین هم محسوب میشه! اولین فضانورد ایرانی و اولین توریست زن فضائی!

"انوشه انصاری"، زن ایرانی‌الاصل ساکن آمریکا راس ساعت ‪ ۰۷:۳۸‬صبح دوشنبه به عنوان نخستین زن توریست فضانورد در یک سفر ‪ ۱۰‬روزه عازم ایستگاه فضایی بین‌المللی در مداری واقع در فاصله ‪ ۳۵۰‬کیلومتری سطح زمین می‌شود. او به کمک سفینه روسی "سویوز تی‌ام‌ای-‪ "۹‬و به همراه دو خدمه جدید ایستگاه فضایی بین‌المللی، یعنی فضانورد روس "میخاییل تیورین" و فضانورد آمریکایی "مایکل لوپز-الگریا" پرواز خود را آغاز کرده و پس از یک سفر دو روزه در فضا، روز چهارشنبه در ساعت ‪ ۰۸:۵۴‬دقیقه به ایستگاه فضایی خواهد رسید.

انوشه انصاری متولد مشهد بوده و هم‌اکنون ‪ ۴۰‬ساله است و با فعالیت در زمینه نرم‌افزارهای مخابراتی در کشور آمریکا به ثروت زیادی دست یافته است.

پایگاه فضایی "استار سیتی" همان مکانی است که "یوری گاگارین" به عنوان نخستین انسان فضانورد در سال ‪ ۱۹۶۱‬در آن برای سفر به فضا آموزش دید و انصاری نیز به عنوان نخستین توریست فضایی زن در همین پایگاه خود را برای سفر به خارج از جو زمین آماده کرد.

سفرهای توریستی فضایی توسط یک شرکت آمریکایی به نام "اسپیس ادونچرز" در ویرجینیای آمریکا سازماندهی شده و با کمک آژانس فضایی روسیه عملی می‌شود. 

انوشه انصاری پنج سال پس از انقلاب اسلامی ایران به کشور آمریکا سفر کرد و پس از چندی با همسر ایرانی خود یک شرکت تولیدکننده فن‌آوری‌های مخابراتی به نام "تله‌کام تکنولوجیز" را با سرمایه ‪ ۵۰‬هزار دلار راه‌اندازی کرد و چند سال بعد و زمانی که ارزش این شرکت به بیش از ‪ ۵۰۰‬میلیون دلار رسیده بود، آن را فروخت.

وی پس از پرواز روز دوشنبه، طبق برنامه ساعت ‪ ۰۸:۵۴‬صبح چهارشنبه و درست ساعاتی پیش از جدا شدن سفینه "آتلانتیس" از ایستگاه فضایی، به این ایستگاه خواهد رسید و بدین‌ترتیب شانس دیدار با شش خدمه شاتل "آتلانتیس" و همچنین دو خدمه قدیمی ایستگاه که با "آتلانتیس" به زمین باز می‌گردند را نیز خواهد داشت. (منبع:روسیه٬خبرگزاری ایرنا)

همچنین مطلع شدیم ایشان در این سفر پرچم ایران رو روی آستین لباسش داشت که متاسفانه مقامات مسئول با اصرار خواستند که پرچم رو از روی آستین لباسش جدا کنه!این اقدام در حالی صورت گرفت که هزینه هنگفت این سفر به عهده انوشه انصاری بوده.شاید به نوعی بشه خود انوشه انصاری رو مقصر دونست که باید چنین عکس العملی رو پیش بینی می کرده و قبل از سفر تعهداتی رو برای جلوگیری از اینگونه مشکلات ایجاد میکرده.

هر چند این افتخار همه ایرانی ها رو شاد کرد اما این شادی خیلی امیدبخش نبود زیرا با این اقدام هوشمندانه به زودی همه چیز فراموش خواهد شد.چون اصولا انسانها دیده ها رو بیشتر از شنیده ها به خاطر می سپرن اینکه مردم می شنون یه زن ایرانی به فضا سفر کرد با اینکه ببینن یه ایرانی با پرچم ایران به این سفر رفت خیلی متفاوته.


 
شنبه 11 شهریور 1385
بغض تن

نوای پایکوبی آتش روی هیزم

جدال عاشقانه٫به ظاهر وحشیانه دریا و موج

تن ها پرحرارت٫نه! تب دارن

و دلم با چرائی بزرگ درگیرست!

که تو با بغض می گوئی

عشق زمینی

برای این هم آغوشی سنگین بودجه ندارد!


 
دوشنبه 6 شهریور 1385
سلام نظامی به آنطرف شمشادها

مدتیه سر کار نمیرم.یه ماه مرخصی بدون حقوق گرفتم دلم می خواد بشینم خونه و تیغ های کاکتوسم رو بشمرم!

همسایه دیوار به دیوار ما یه پیرمرد تنهاست مردی جدی و منظم قبلا هم به مارکو گفته بودم که این آقا نظامیه.مارکو با تعجب میگه آخه تو از کجا می دونی؟! اما من مطمئنم.

سرش به کار خودشه توی انگلیس چنین چیزی واقعا عجیبه آخه انگلیسی ها هم مثل ایرانی ها اهل صحبت با در و همسایه هستن شاید حتی خیلی بیشتر! اما این آقا اصلا با هیچ کس حرف نمیزنه.حیاط خونه های ما با دیواری از شمشاد مجزا شده گاهی که مشغول رسیدگی به باغچه هستم نگاهی بهش می کنم اما اون سریع روشو برمیگردونه و میره خونه.

اما یه روز اتفاق جالبی افتاد خودش اومد طرف من و بی مقدمه گفت:باغچه قشنگی داری!منم تشکر کردم.

من فکر می کردم شما ایتالیائی هستین.

جدی؟منم فکر می کنم شما نظامی هستین درسته؟

با تعجب نگاهم میکنه.

پدر منم نظامیه رفتار و حرکات شما منو یاد پدرم میندازه مثل اینکه نظامی های کشورهای مختلف فرق چندانی با هم ندارن.

(با تعجب)رفتار نظامی ها مگه چی جوریه؟

جدی .منضبط.کم حرف و......

هر دو میزنیم زیر خنده.

حالا از اون روز به بعد هر وقت منو می بینه با یه لبخند سلام میگه منم بهش یه سلام نظامی میدم.

وای بابا جون دلم براتون یه ذره شده.خیلی زود می بینمتون خیلی زود.

بی ربط اما خوشحال کننده: دوستای خوبم (نرگس و امیر) که لینک بلاگشون رو با همین نام در بلاگم گذاشتم تو امریکا خونه خریدن.مبارکه.


دوست داری اگه نامه جدیدی نوشتم باخبر بشی؟
نام کاربری شما در بلاگ اسکای
 

یـه آواز می خونم و بـعد میرم٬باهمه این خاطرات عشق ها و  نـامــه ها!شاید نـاراحتتـون کنـم و شاید هم شاد. شایدم اشـکتـونــو در بیارم امــا همین که رفتم می گین کاش اینجا بود.

خیلی ها  می پرسن این نـــامــه ها رو  بـرای چــه کسی مینویسم؟ برای کسی که آشـنائی ام باهاش تو ایــران یه اتفاق قشنگ بود!!!
   
    (خونه قبلی من) shima61.persianblog
شناسنامه نامه نویس