خودکار قرمز
  
 نامه هائی بدون آدرس گیرنده٬نامه هائی که هرگز پست نشد!!
نامه های خاک خورده
صندوقچه نامه ها
نامه خونها : 19765


 
یکشنبه 20 مرداد 1387
۴۶ سال بعد از واقعه کشف حجاب٬حجاب دوباره کشف شد!!

داستان ناتمام افراط و تفریط ما ایرانی ها هیچ وقت تمومی نداره و حضور دائمی چماق اجبار برای هر کار بالای سر ما! برای آزاد بودن مجبورمان کردند و برای در بند بودن هم!داستان عجیبی ست داستان کشف حجاب٬آزادی اجباری برای زنان٬با وجود اینکه عده زیادی از زنان در دوره کشف حجاب حاضر به برداشتن پوشش خود نبودن مجبور به این کار شدن و درست ۴۶ سال بعد درست در زمانیکه بسیاری از ایرانی های کم سواد تصور رها شدن از به اصطلاح بند استعمار و پادشاهی رو داشتن در بند حجاب اجباری گرفتار شدند.نمی دونم چرا همیشه باید از یه طرف بوم بیفتیم؟! گاهی اونقد بی قید و بی حجاب که مارک لباس زیرمون رو همه میبینن و گاهی اونقد در بند که چادر راه تنفسمون رو هم میبنده.

....... در روز 17 دی ماه 1314شمسی در عمارت دانشسرای عالی تهران با حضور شاه و خانواده‌اش جشنی برپا شد تا دیپلم فارغ‌التحصیلان به آنها اعطا شود. در این مراسم رؤسای مدارس و همسران صاحب منصبان عالی رتبه و همسر و دختران شاه بدون حجاب ظاهر شدند و این روز به نام روز آزادی زن و کشف حجاب نامگذاری شد. از آن پس جشنهای متعددی برگزار شد و مقامات عالی رتبه مملکتی و نظامی، رؤسای ادارات و کارمندان با زنان بی حجاب خود شرکت می‌کردند. از سوی دیگر در یک اقدام خشن از سوی نیروی انتظامی در سراسر کشور حجاب زنان شامل چادر و چاقچور و روبنده از سر آنان به زور برداشته‌شد.

..........با سخنرانی 8 تیرماه 59 خمینی جرقه اجباری شدن حجاب زده شد. وی در این سخنرانی از دولت شدیدا انتقاد کرد که چرا هنوز نشانه های شاهنشاهی در ادارات دولتی وجود دارد و ده روز فرصت داد که ادارات اسلامی شود. بلافاصله مقامات اعلام کردند که ورود زنان بی حجاب از صبح شنبه 14 تیرماه 59 به ادارات دولتی ممنوع است. در روزهای بعد روزنامه ها اخبار متعددی از برخورد دادگاههای انقلاب با زنانی که بی حجاب بر سر کار حاضر شده بودند منتشر کردند. این بار برخلاف سخنرانی پیشین آیت الله خمینی هیچ گونه مخالفتی اظهار نشد. معدود زنانی هم که با پوشیدن لباس سیاه اعتراض خود را علنی کردند به اتهام حمایت از سلطنت و ضدیت با انقلاب بازداشت و سرکوب شدند. این گونه بود که زنان شاغل محجبه شدند. در مدارس دخترانه هم حجاب اجباری شد. دانشگاهها نیز به دنبال انقلاب فرهنگی تعطیل شده بودند. زنان روشنفکر و یا زنانی که در حکومت پیشین منشا اثر بودند از کشور رفته یا خانه نشین شده و یا گرفتار دادگاه و زندان شده بودند. عملا دیگر زنی که بی حجاب در انظار عموم بی حجاب حاضر نمی شد اگرچه حکومت هنوز رسما حجاب را در معابر و اماکن عمومی اجباری نکرده بود.....اجباری شدن حجاب در خارج از خانه برای زنان منجر شد و سازوکار برخورد با بی حجابی و تعریف دقیق حجاب را شکل داد. در این گام عملا ریسک بی حجابی آنچنان بالا رفت که هیچ زنی به پذیرش آن تن نمی داد و این گونه حکومت بی آنکه قانونی رسمی به تصویب مجلس رسانده باشد حجاب را اجباری کرد. این گام با تلاش برای تعریف حجاب و تعیین مرزهای آن آغاز شد و با احباری شدن حجاب در اماکن عمومی بدون مخالفت در تیرماه 1360 پایان یافت!

منابع:رادیو زمانه و وبلاگ دخترک شکست خورده و باشگاه اندیشه


 
سه شنبه 11 دی 1386
سرت سلامت!

جنگهای سیاسی همیشه به ضرر ملتها بوده و هست حقیقتا که سیاست بی پدر و مادرست.

خیلی ها با انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور مشکل دارن و برای بدنام کردنش کارهای جالبی انجام میدن.نمونه اش طرح برخورد با پوشش های بد زمستانی بود که واقعا باعث خنده من شد.

دو هفته پیش توی شرکت هر چی منتظر موندیم که منشی بیاد و یه سری از کارای روزانه رو ازش بخوایم خبری نشد!تا اینکه تماس گرفت و گفت وزراست! اونم با پوشش اداری.

طبق معمول هر روز از سر گاندی قدم زنان به طرف شرکت می اومده که یکی از این زنهای خفاش نما جلوشو می گیرن و البته خیلی مودبانه میگن خانم تشریف بیارین یه فرمی رو بخونین که چه پوشش هائی تو زمستون ممنوعه این بنده خدا هم از همه جا بی خبر به طرف ماشین ون میره و اونجا میگن:برین فرم رو تو ماشین مطالعه کنین!حالا اصلا فرمی در کار نبوده و میبرنش وزرا.تو راه میگن فقط یه تعهد بدین که دیگه بوتتون رو روی شلوار نپوشین!اینم جواب میده اول اینکه شما خودتون دروغگو هستین پس از مردم انتظار همکاری نداشته باشین بعدشم من کار خلافی نکردم که تعهد بدم.تو زمستون بوت باید رو شلوار باشه که شلوار گلی نشه این کجاش خلاف شئونات اسلام شماست؟من با این لباس سر کار میرم اگه مشکلی بود حتما ازم ایراد می گرفتن.........

تو وزرا یه دروغ دیگه خانومها رو میشه می فرستنش تو یه اتاق و میگن باید اینجا ازت عکس بگیرن!!!!!!من تو روزنامه ها خونده بودم ۹۹ درصد این افراد فقط تذکر دریافت کردن و حالا منظورشون رو از تذکر فهمیدم.این همکارمون گفت کسائی هم که اونجا عکس نمی نداختن رو می فرستادن دادسرا !!! نفهمیدیم به چه جرمی.

چند روز بعد احمدی نژاد گفت اقدامات نیروی انتظامی خودسرانه بوده و من دخالتی در این امر نداشته ام.....

 

قطعه سنگ باستانی که به سر سرباز هخامنشی در ایران شناخته می‌شود، پس از مدت‌ها کشمکش دولت ایران با مالک فرانسوی آن به قیمت ۵۸۰ هزار و پانصد پوند در حراجی کریستی لندن فروخته شد.
این قطعه سنگ تاریخی سال‌ها پیش از ایران به سرقت رفت و مالک قبلی آن، دنیز برند، ۱۰ ‬اکتبر ‪ ۱۹۷۴‬ آن را از حراجی در نیویورک از "بنیاد هاکوپ کئورکیان" خریداری کرده بود.
به گزارش سامانه اطلاع‌رسانی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری این سازمان پیش از این اعلام کرده بود چنانچه شی موصوف به خارج از کشور انگلیس منتقل شود، علیه دارنده شی نزد مراجع قضایی ذی‌صلاح اعلام جرم خواهد کرد.(شما اگه عرضه داشتین نمی ذاشتین حراجش کنن)
این اثر که ‪ در ۳۱ سانتی متر اندازه آن است، در سال ۱۹۳۳ ‬در حفاری‌های باستان‌شناسی تخت جمشید کشف شد ولی پس از آن به سرقت رفت.
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز با طرح شکایت از مالک اثر در دادگاهی در لندن تلاش کردن این اثر را به ایران بازگرداند اما دادگاه، بهمن ماه سال گذشته، این شکایت را با ذکر اینکه نقش سنگ تراشی شده پیشتر در حراجی نیویورک معامله شده بود، وارد ندانست.به رغم مفاد کنوانسیون ‪ ۱۹۷۰‬یونسکو و عضویت هر دور کشور ایران و انگلیس در آن کنوانسیون، دولت انگیس به‌تعهد خود نسبت به آن معاهده اقدام نکرد و این سنگ برجسته به ایران بازگردانده نشد.
کاسه نقره‌ای با نقش برگ نخل از دوره پادشاهی هخامنشی، نیم تنه مرد ریش دار از جنس نقره و طلا متعلق به دوره پیش از هخامنشی و مجموعه‌ای از سر گاو نر با نام "مفرغ لرستان" که قدمت آن به هزاره اول پیش از میلاد باز می‌گردد، دیگر آثار باستانی ایرانی بودند که در کریستی حراج شدند.(سایت آفتاب)
 
حالا سه بار بگو:به سرٍ سرباز هخامنشی در حراج کریستی انگلیس چه آمد؟؟؟
 
به ما چه.شلوارتو بذار روی بوتت فرم ساق پات معلومه حال آقایون خراب میشه.
 
 
 


 
چهارشنبه 28 آذر 1386
عشوه گری خائن آریائی

کتاب رکسانه و اسکندر مرور نامه های رکسانه ست که بعد از مرگ اسکندر نه به خاطر دلتنگی برای خانواده بلکه فقط برای نجات پسرش و رسوندن اون به مقام پادشاهی برای برادرش نوشته و از اون کمک خواسته!!!!که خوشبختانه به هدف خودش نمیرسه و توسط هموطنان همسر خودش که حسابی سنگشو به سینه میزده هم خود و هم پسرش کشته میشن.سزای زنی که دستور قتل یه زن ایرانی باردار رو فقط به این جرم که به اجبار با اسکندر ازدواج میکنه چیزی جز این نمی تونه باشه.رکسانه پس از،از میان برداشتن رقیب خودش آسوده خیال میشه که فقط فرزند خودش جانشین اسکندر خواهد بود،آرزوئی که هیچ وقت محقق نمیشه،چون اسکندر همون مردی که رکسانه به وفاداری و عشق خالصانه اش اعتقاد داشته با یه زن ایرانی دیگه هم ازدواج میکنه و همه نقشه های از پیش تعیین شده رکسانه رو بهم میزنه....

علاوه بر تصور عموم خوشبختانه رکسانه اصلا ایرانی نیست.اون اهل سغد یکی از ممالک تحت فرمانروائی امپراطوری ایران بوده.و در شبی که اسکندر پرسپولیس را در اوج مستی و فقط برای خوش آمد یک فاحشه یونانی به آتش کشید تدبیر زیرکانه ای اندیشید......

اسکندر انگیزه خود و سپاهش را برای ازدواج با ایرانیان اینگونه عنوان کرد:برای اینکه ما از این پیروزی مغرور و شما از این شکست سرافکنده نباشید ازدواج میان دو قوم بهترین راهکارست!!! اسکندر با این کار هدفی جز از بین بردن اصالت ایرانیان نداشت.در این شب تعداد زیادی از دختران در مقابل سپاه اسکندر رقصیدند و با سربازان ازدواج کردند.ازدواج هائی که فقط به دلیل اهداف سیاسی بود و بس.چراکه اسکندر بعد از لشکرکشی به ایران به شدت از انتقام گیری ایرانیان وحشت داشت به همین دلیل به سرعت در صدد صلح و سازش برآمد.........

با وجودیکه روی بند در زمان امپراطوری پوشش غالب زنان ایران بود و از این جهت چهره ها در این پوشش چندان متفاوت به نظر نمی رسید رکسانه توانست با رقص و عشوه گری و شیطنت که خود در نامه هایش به آن معترف بوده نظر اسکندر را جلب کند و وقتی اسکندر از او خواست که روی بند خود را بر دارد تنها با لحظه ای تردید این کار را کرده در حالیکه مدعیست در طول عمرش تا به حال برای هیچ کس این کار را نکرده بوده ست!!!

و اینگونه رکسانه فقط به دلیل ظاهر متفاوت اسکندر(چشمان آبی و موهای بور)عاشقش می شود.عاشق کسی که یک سال تمام قبل از رسیدن به ایران در سرزمین پدری رکسانه می جنگد و همه را به خاک و خون می کشد و رکسانه بعد از ازدواج همه توحش همسرش را اینطور توجیه می کند:اسکندر فقط با هدف متحد کردن جهان به کشورهای مختلف لشکر می کشد!!!!

 


 
چهارشنبه 30 آبان 1386
خائن آریائی

امروز کتاب رکسانه و اسکندر به دستم رسید اصلا اون طوری نبود که تو وبلاگهای مختلف نوشته شده بود.نمی دونم این اطلاع رسانی اشتباه اول از کدوم وبلاگ شروع شد.یه نفر با ذکر بخشهائی از کتاب عنوان کرد که رکسانه همسر ایرانی اسکندر،زنی بسیار باهوش و وفادار و مهربان ست و همه خصلت های خوب بشری رو به ایشون نسبت داد بعدم طبق معمول بقیه اومدن و فقط زحمت کپی کردن این مطالب رو در وبلاگهای خودشون کشیدن.حتی قسمتهائی که توسط نویسنده اول رنگی و BOLD شده بود رو هم ویرایش نکردن!!!چیزی که هست اصلا رکسانه در این وبلاگها درست معرفی نشده.من قسمتهائی از کتاب رو براتون تو این وبلاگ میارم خودتون قضاوت کنین. 

 

 

اگه فیلم الکساندر رو دیده باشین حتما به یاد دارین چه دلاوری از اسکندر در این فیلم ساخته شده و به همان اندازه داریوش رو ترسو و بی کفایت نشون دادن!!!که متاسفانه چه خوشمون بیاد چه نیاد ترسو بودن داریوش پربیراه نیست.


 
یکشنبه 15 بهمن 1385
کینه٬ترسناک ترین خصلت انسان را ببین!

مردی ژاپنی بعد از پی بردن به رابطه عاشقانه همسرش با یک مرد سفیدپوست در اقدامی جنون آمیز همسر و دو فرزندش را به قتل می رساند.روح آزرده کودکان دامن گیر سفیدپوستان ساکن ژاپن میشود.....

ارواح دختر و پسر به قتل رسیده٬با کینه خیانت مادر و نامهربانی پدر آنقدر خبیث میشوند که همه سفیدپوستانی که پا به خانه نفرین شده شان می گذارند را می کشند.

این فیلم به ظاهر ساده کینه های غیرمنطقی شرقی ها را  شخم میزند و زشتی هائی رو میشود که برای ما ناآشنا نیست:چون من دوستت دارم یا مال منی یا برای هیچ کس! یک حس مالکیت بچه گانه٬دقیقا همان حسی که ما به اشیا موردعلاقه خودمان داریم! اقدامات غیرعقلانی همچون مزاحمتهای پی در پی بعد از جدائی٬تهدید٬اسیدپاشی و....اعمالی ست که بیشتر در جوامع سنتی دیده میشود.از نظر روانشناسی عبارت تو مال منی بیانگر خودخواهی های نابجای ماست و اصولا از نظر گرامری هم این جمله٬جمله زشت و پراشکالی ست.

فیلم کینه ۱ ترسناک ترین فیلم سال ۲۰۰۴ شناخته شد و حالا کینه ۲ بعد از دو سال به ما یادآوری می کند که احساس کینه نقطه پایان ندارد٬حتی در پایان فیلم کینه ۱ هم که بیننده فکر می کند همه چیز به خیر و خوشی به پایان نزدیک میشود می خواهد نفسی به راحتی بکشد و منتظر تیتراژ است اما ارواح خبیث می آیند و بدون دیالوگ می گویند:این کینه کینه ای ست ابدی.

از این رو از این فیلم در جوامع سنتی استقبال چندانی نشد تا حدی که منتقدین ایرانی این فیلم را از ژانر وحشت خارج کرده و آن را فیلمی ساده انگارانه و مسخره نقد کردند!

البته در ایران تا بوده همین بوده منتقد فیلم فقط باید نقاط ضعف فیلم را بیان کند و از نظر یک منتقد ایرانی هیچ فیلمی نقاط مثبت و روشن ندارد.

اگه هنوز فیلم کینه ۱ رو ندیدین پیشنهاد می کنم از دستش ندین.تا جائیکه من خبر دارم کینه ۲ هم در جشنواره فجر اکران شده.


 
جمعه 15 دی 1385
نِت وُِِرک بیزی نیست مراقب سیم کارتهای خود باشید!!!

این روزا وقتی با موبایلتون شماره ای رو می گیرین و با پیام network busy مواجه میشین باید کمی بترسین!!! خوب فکر کنین اخیرا گوشی موبایلتون رو برای تعمیر جائی نبردین و یادتون رفته باشه سیم کارت رو از گوشی خارج کنین؟شما معتاد استفاده از بلوتوث نیستین؟ یا شما مشترک چند سیم کارت نیستین که مجبور شده باشین در طول روز گاهی گوشی تون رو خاموش کنین و سیم کارتهای داخلش رو تعویض کنین؟یا احیانا گوشی شما امکان استفاده همزمان از دو سیم کارت در یه گوشی رو فراهم نمی کنه؟ هر کدوم از این گزینه ها اگه شامل حالتون میشه امکان داره سیم کارت شما همزادی داشته باشه و بدون اینکه شما اطلاع داشته باشین شخص یا حتی اشخاصی در حال استفاده از شماره شما باشن!!! سعی کنین بعد از دیدن قبض موبایلتون سکته نکنین!!

سیم کارتهای تالیا به دلیل بهره مندی از فناوری جدید ارتباطی کپی نمی شوند.

در اینجاست که شما به خوب بودن تالیا اعتراف خواهید کرد چون نه تنها امکان کپی کردن شماره های تالیا وجود نداره بلکه قبضی هم برای آزار شما هر دو ماه یه بار در خونه هاتون نمیاد!!

متخصصان این رشته در سرتاسر دنیا اعلام کردن امکان کپی سیم کارت در سیستم GSM امری ست محال البته نه در ایران.از ایرانی جماعت هر چیزی بر میاد.دشمنان فکر می کنن می تونن با محدود کردن فعالیتهای هسته ای جلوی پیشرفت ما رو بگیرن!!!

راه حل چیست؟

در اماکن شلوغ از خاموش و روشن کردن گوشی جلوگیری فرمائید.

سرویس call wait تلفن خود را کنسل کنید.

حدالامکان از بلوتوث استفاده نکنید و به هیچ وجه به بلوتوثهای غریبه جواب مثبت ندهید.

سیم کارت خود را در اختیار دیگران قرار ندهید.

و برای آسودگی خیال با FBI تماس بگیرید!

میدونین توصیه آخر برای چیه؟چون در حال حاضر FBI تنها سازمان مجهز به ردیابی سیم کارتهای دارای همزاده!!

اگرچه از سوی کارشناسان اعلام شده از نظری عملی و حتی تئوری امکان کپی سیم کارت وجود نداره اما این سازمان برای روز مبادا برنامه ای برای شناسائی این شماره هاطرح ریزی کرده.پلیس امریکا شناخت کاملی از ایرانی ها داشته و می دونسته زمانی ما به این فناوری دست خواهیم یافت و از قبل خودشو آماده کرده.ما یه بار دیگه شکست خوردیم.لعنت به این امریکا !

اما بازم ما می تونیم خوشحال باشیم چون تنها کشوری هستیم که امنیت GSM رو زیر سوال بردیم.

 


 
سه شنبه 28 شهریور 1385
افتخاری بدون پرچم بر افراشته!

چهارمین زن فضانورد٬یه زن ایرانیست اما از جهتی اون اولین هم محسوب میشه! اولین فضانورد ایرانی و اولین توریست زن فضائی!

"انوشه انصاری"، زن ایرانی‌الاصل ساکن آمریکا راس ساعت ‪ ۰۷:۳۸‬صبح دوشنبه به عنوان نخستین زن توریست فضانورد در یک سفر ‪ ۱۰‬روزه عازم ایستگاه فضایی بین‌المللی در مداری واقع در فاصله ‪ ۳۵۰‬کیلومتری سطح زمین می‌شود. او به کمک سفینه روسی "سویوز تی‌ام‌ای-‪ "۹‬و به همراه دو خدمه جدید ایستگاه فضایی بین‌المللی، یعنی فضانورد روس "میخاییل تیورین" و فضانورد آمریکایی "مایکل لوپز-الگریا" پرواز خود را آغاز کرده و پس از یک سفر دو روزه در فضا، روز چهارشنبه در ساعت ‪ ۰۸:۵۴‬دقیقه به ایستگاه فضایی خواهد رسید.

انوشه انصاری متولد مشهد بوده و هم‌اکنون ‪ ۴۰‬ساله است و با فعالیت در زمینه نرم‌افزارهای مخابراتی در کشور آمریکا به ثروت زیادی دست یافته است.

پایگاه فضایی "استار سیتی" همان مکانی است که "یوری گاگارین" به عنوان نخستین انسان فضانورد در سال ‪ ۱۹۶۱‬در آن برای سفر به فضا آموزش دید و انصاری نیز به عنوان نخستین توریست فضایی زن در همین پایگاه خود را برای سفر به خارج از جو زمین آماده کرد.

سفرهای توریستی فضایی توسط یک شرکت آمریکایی به نام "اسپیس ادونچرز" در ویرجینیای آمریکا سازماندهی شده و با کمک آژانس فضایی روسیه عملی می‌شود. 

انوشه انصاری پنج سال پس از انقلاب اسلامی ایران به کشور آمریکا سفر کرد و پس از چندی با همسر ایرانی خود یک شرکت تولیدکننده فن‌آوری‌های مخابراتی به نام "تله‌کام تکنولوجیز" را با سرمایه ‪ ۵۰‬هزار دلار راه‌اندازی کرد و چند سال بعد و زمانی که ارزش این شرکت به بیش از ‪ ۵۰۰‬میلیون دلار رسیده بود، آن را فروخت.

وی پس از پرواز روز دوشنبه، طبق برنامه ساعت ‪ ۰۸:۵۴‬صبح چهارشنبه و درست ساعاتی پیش از جدا شدن سفینه "آتلانتیس" از ایستگاه فضایی، به این ایستگاه خواهد رسید و بدین‌ترتیب شانس دیدار با شش خدمه شاتل "آتلانتیس" و همچنین دو خدمه قدیمی ایستگاه که با "آتلانتیس" به زمین باز می‌گردند را نیز خواهد داشت. (منبع:روسیه٬خبرگزاری ایرنا)

همچنین مطلع شدیم ایشان در این سفر پرچم ایران رو روی آستین لباسش داشت که متاسفانه مقامات مسئول با اصرار خواستند که پرچم رو از روی آستین لباسش جدا کنه!این اقدام در حالی صورت گرفت که هزینه هنگفت این سفر به عهده انوشه انصاری بوده.شاید به نوعی بشه خود انوشه انصاری رو مقصر دونست که باید چنین عکس العملی رو پیش بینی می کرده و قبل از سفر تعهداتی رو برای جلوگیری از اینگونه مشکلات ایجاد میکرده.

هر چند این افتخار همه ایرانی ها رو شاد کرد اما این شادی خیلی امیدبخش نبود زیرا با این اقدام هوشمندانه به زودی همه چیز فراموش خواهد شد.چون اصولا انسانها دیده ها رو بیشتر از شنیده ها به خاطر می سپرن اینکه مردم می شنون یه زن ایرانی به فضا سفر کرد با اینکه ببینن یه ایرانی با پرچم ایران به این سفر رفت خیلی متفاوته.


 
چهارشنبه 11 مرداد 1385
رنگین پوست

وقتی به دنیا اومدم سیاه بودم         وقتی بزرگتر شدم هم سیاه بودم

   وقتی میترسم هم سیاهم              وقتی مریضم باز هم سیاهم

                    وقتی هم بمیرم باز سیاه خواهم بود 

                          و تو ای دوست سفید من:

وقتی به دنیا آمدی صورتی بودی       وقتی بزرگتر شدی سفید شدی

    وقتی میترسی زرد میشی              وقتی مریضی سبز میشی

                    وقتی هم بمیری خاکستری میشی 

                     و تو به من میگی رنگین پوست ؟!

این شعر کاندید شعر سال 2005 اثر یک پسر سیاه پوست است .


 
پنجشنبه 29 تیر 1385
گهی زین به پشت و گهی پشت به زین!!

 دولتمردان وطن محبوب من همچنان با همه فقر و بدبختی مردم ایران به کمک های مالی و رساندن تجهیزات نظامی به اعراب ادامه می دهند!!! برایتان از صمیم قلب متاسفم بعد از غارت امپراطوری ایران و بعد از جنگ با عراق همچنان طرفدار این ظالمان مظلوم نما هستید.

این یک جنگ حق علیه باطل نیست. این یک جنگ نابرابر نیست.چرا؟چون فلسطین از طرف ایرانی حمایت می شود که بی توجه به مشکلات مردمش هزینه ای نجومی صرف ساخت بمب اتم می کند و فقط برای کل کل با اسرائیل و امریکا از اعرابی حمایت می کند که هدفی جز نابودی همه نسلهای بشری فقط برای حفظ اسلام ندارند.ایرانی برایت متاسفم.

 

 thanks for your attentoin

 

امریکا و اروپا برای همه انتقام گیری هایت سپاسگزارم.

 

 

فراموش نکنیم تاریخ همیشه در شکلی نو تکرار می شود! این تکرار دوباره تاریخ ست.هزاران سال پیش کشتار ایرانیان توسط اعراب و حالا محاکمه این قاتلین توسط عدالت روزگار.عذر میخوام که نمیتونم کینه  تاریخی خودم رو پنهان کنم.

 

 

 بچه های اسرائیلی در حال نوشتن یادگاری برای دوستان فلسطینی و لبنانی شون!

 

 


دوست داری اگه نامه جدیدی نوشتم باخبر بشی؟
نام کاربری شما در بلاگ اسکای
 

یـه آواز می خونم و بـعد میرم٬باهمه این خاطرات عشق ها و  نـامــه ها!شاید نـاراحتتـون کنـم و شاید هم شاد. شایدم اشـکتـونــو در بیارم امــا همین که رفتم می گین کاش اینجا بود.

خیلی ها  می پرسن این نـــامــه ها رو  بـرای چــه کسی مینویسم؟ برای کسی که آشـنائی ام باهاش تو ایــران یه اتفاق قشنگ بود!!!
   
    (خونه قبلی من) shima61.persianblog
شناسنامه نامه نویس